مرحوم کل احمد آقا ( کربلايي احمد ميرزا حسينعلي تهراني ) نقل مي کردند که:
« روزي جناب شيخ رجبعلي خياط به من فرمودند: در عالم معنا، روح خواجه حافظ شيرازي را مشاهده کردم که بسيار منبسط بود. خواجه رو به من کرده و گفت: من غزل شاه شمشاد قدان را، در وصف ماه منير بني هاشم حضرت ابوالفضل عليه السلام سرودم. و از اين امر خيلي مسرور بود.»
شاه شمشاد قدان ، خسرو شيرين دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر منِ درويش انداخت گفت اي چشم و چراغ همه شيرين سخنان
تا کي از سيم و زرت کيسه تهي خواهد بود بنده من شو و برخور ز همه سيم تنان
کمتر از ذره نئي، پست مشو، مهر بورز تا بخلوتگه خورشيد رسي چرخ زنان
بر جهان تکيه مکن ور قدحي مِي داري شادي زهره جبينان خور و نازک بدنان
پير پيمانه کش من که روانش خوش باد گفت پرهيز کن از صحبت پيمان شکنان
دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله ، سحر مي گفتم که شهيدان که اند اين همه خونين کفنان
گفت حافظ من و تو مَحرم اين راز نه ايم از مي لعل حکايت کن و شيرين دهنان
«حافظ»
|